ای فدای تو دلم هرگز نبینم خواری اتطوطی جان آمده در هندِ خوش گفتاری اتپیکرت جغرافیایِ روشنِ افسانه هاستدستِ من اسطوره شد در لمسِ ناهمواری ات
تو بدهکاری به من, آغوش خود را در عوضبوسه را بنویس در فهرستِ بستانکاری ات
تا کدامین دولت از اطرافِ ما ساقط شودکودتایی کرده رنگی زلفِ استعماری ات
جایِ می,نیکوتر
گیسوانت.. بده برافشانم، موج.. حقِّ مسلّمِ دریاست
طرحِ اسلیمیِ چنین زلفی، عینِ لا اله الّا الله ست (لا اله الّلاست)
فکر کردی که از دلم رفتی؟!! تو مگر شعرها را نمی خوانی؟!!
به خدا گُل شدی، خودم دیدم، داورِ خط که پرچمش بالاست
در ریاضی نوشته «مثبت» هست، ضربِ منفی به منفی دیگر (ــ ضربدرــ = +)
گ
مشکل جدی که در خلقت پیش بینی نشده بود, این بود که بعضی در زمانی متناسب با شعورشان به دنیا نیامدند.
اینکه کسی مثل عهد حجر فکر می کند, یا مانند دوره ی مزدک، به اشتراک همسر و بی بند و باری اخلاقی می اندیشد، نمونه ی بدوی مشکل پیش بینی نشده ی خلقت است.
متاسفانه, تربیت و آموزش و محیط هرگز نمی توانند او را